محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
170
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
از تحليل است و تحليل بعضى قوىتر از تسخين . اما حركت سريع قوى قليل سخونت او از تحليل بيشتر است و حركت بطىء ضعيف كثير تحليل او افزونتر از تسخين است . و وجه كثرت تسخين در صورت اول آن است كه سكونت تابع قوت احتكاك و محتاج به زمان طويل نيست هر گاه حركت به سرعت و قوت باشد در اندك زمان حرارت كثير احداث مىكند و مع ذلك تحليل كمتر مىنمايد بنا بر قلَّت زمان ، زيرا كه جهت تحليل ترقيق و تبخير ماده شرط است و بهر ترقيق و تبخير طول زمان لازم . و وجه كثرت تحليل در صورت ثانى آن است كه بنا بر طول زمان حركت تبخير در ماده بيشتر راه مىيابد و از آن كه ميل به بطوء و ضعف دارد سخونت كمتر احداث مىكند ، زيرا كه در اين حالت احتكاك به ضعف مىباشد و غلبهء سخونت را شدت احتكاك لازم است . [ سبب غلبه برودت در حركت و سكون مفرط ] و افراط حركت و سكون احداث برودت مىكند در بدن ، اما وجه برودت از افراط حركت بنا بر آن است كه از بسيارى حركت رطوبت غريزى تحليل مىيابد و از تحليل رطوبت ، حرارت به تحليل مىرود . و وجه برودت از فرط سكون بنا بر آن است كه وى واجب مىكند احتباس رطوبت را ، پس مستولى مىشود بر او سكون و او واجب مىكند انغماز و احتقان حرارت غريزى را ، پس مستولى مىشود بر او سكون اعْوَن بر هضم غذا است ، بهر آن كه قوت هاضمه كه در معده است مثلا شك نيست كه در جرم وى است ، پس غذا كه وارد او مىشود نخست اثر هضم به اجزاى غذائى كه ملاصق معده است مىرسد ، پستر تجاوز مىكند به اجزاى مجاوره ، حتى كه در جمله غذا عام گردد ، پس در وقت هضم اگر سكون واقع است تأثير هضم بر سبيل استوا متمّم فعل مىشود . و اگر حرارت افتاد غذا در معده مىجنبد و هضم قاصر مىگردد بنا بر آن كه در اين صورت تبدّل در اجزاى غذا مىشود و تماس اجزاى معين او با معده پايدار نمىماند و بدين سبب فتور در هضم واقع مىگردد و ليكن حركت خفيف كه باعث تخضخض غذا نشود به مثابهء سكون باشد در عدم ابطال هضم . اما حركت معتدل پيش از تناول غذا مقوى هضم باشد ، بهر آن كه گرم مىكند اعضاى هاضمه را و بر مىانگيزد حرارت غريزى را و تحليل مىنمايد فضول را . و حركت بعد هضم غذا اعون بر انحدار است ، زيرا كه مىجنباند غذا را و فضول را پس فرود مىآرد از اعلى به اسفل . و از جملهء حركات رياضت است و وى عليحده گفته شود . [ حصول جفاف از جماع ] اما حصول جفاف از جماع از آن است كه در وى رطوبات قريبة العهد به انعقاد بيشتر مستفرغ مىشود و وصول نقص در حرارت غريزى مىگردد ، بهر آن كه همراه منى جوهر روح هم برمىآيد بنا بر التذاذ ، لهذا كسى كه لذت آن را بيشتر يابد از كثرت جماع ضعفى در وى قوى برمىافتد و هرگاه نقصان در روح افتد برودت بالضرور مستولى گردد . بالجمله افراط جماع مضرترين اشيا است خاصه كه مقرون به انزال باشد اما اگر حسب تقاضاى طبيعت در وقت معتدل با مرغوب الطبع واقع شود و بلا تعب باشد باعث تقويت روح و انتعاش حرارت غريزى است و تسخين بدن مىكند تسخين معتدل ، خصوص شبان را كه دموى المزاج باشد امن مىدهد از امراض كثيره ، پس اينچنين جماع از جملهء ضروريات است نه از مضرات ، مضر همان است كه بىحاجت و با تعب